علي بن حسين انصارى شيرازى

106

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

حب العزيز حب الزلم است و گفته شود ابن مؤلف گويد حب العزيز غير حب الزلم است و آن بر شكل هيل است كه در غلاف بود و آن مغزى است كه رنگ بيرون وى بزردى زند و اندرون وى بغايت سفيد بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ماهيت آن را انطاكى مانند ماهيت حب الزلم نوشته و بغدادى دو نوع گفته نوعى را اهل مصر در اسكندريه مىكارند حب اللهو كاكنج است و گفته شود حب السمنه حبى بود سياه‌رنگ از نخود كوچكتر اما مدور بود و خراسانيان آن را نقل خواجه خوانند و پوست وى بغايت سياه بود و مغز وى بغايت لطيف و سفيد طبيعت وى گرم و تر بود در اول و گويند در دويم فربهى آورد و منى زياده كند و مقدار ده درم اگر بكوبند و در آب بمالند و صافى گردانند و قدرى آرد و قند و روغن بادام شيرين يا كنجد بپزند و بياشامند بدن لاغر فربه گرداند چون سبب لاغرى از سردى و خشكى بود و وى دير از معده بگذرد و مضر بود به شش و مصلح آن قند بود و بدل آن نيم وزن آن مغز پسته و نيم وزن آن مغز بادام و نيم وزن آن كنجد و گويند بدل آن حب المحلب است صاحب مخزن الادويه مىنويسد : حب السمنه بكسر سين و سكون ميم و فتح نون و ها آن را شاهدانه برى نيز نامند و به فارسى نقل خواجه گويند و آن دانه‌اى است به قدر فلفلى مستدير و سياه‌رنگ و املس و نبات آن به قدر ذرعى و شيردار . . . حب سجستانى حب قاقله است و طبيعت آن گرم و خشك است حب العروس كبابه است و گفته شود حب الزلم گويند بزر الحرشف است و در شيراز حب الحرشف مشهور است و حب الزلم بپارسى تخم كنگر خوانند و آنچه محقق است تخمى است برنگ هيل مثلث‌شكل بود و همچنان با پوست توان خائيدن و منبت وى در شهر زور بود و فلفل السودان نيز خوانند و ابن مؤلف گويد قد نبات وى سه گز باشد و ورق آن به ورق شهدانج ماند و گل سفيد دارد مانند خطمى و در اندرون گل وى شوشهء چند سرخ بود كه به بنفشى زند و آن بار تخم كند و غلاف تخم وى بغايت خارناك بود و ابن ماسويه گويد گرم است در سيم و تر است در اول و صاحب منهاج گويد گرم و خشك است و در وى رطوبتى فضلى بود و منى زيادت كند بغايت و تحريك شهوت جماع بكند و بدن را فربه كند و قوت ذكر بدهد و شريف گويد چون بخايند و بر كلف طلا كنند نافع بود و وى مولد صداع بود و مصلح وى بنفشه بود و بدل وى شقاقل صاحب مخزن الادويه مىنويسد : غير تخم كنگر است چنان كه بعضى توهم نموده‌اند و ابن بيطار نوشته كه ابن وافر گفته كه آن حبى است چرب اندك بزرگتر از نخود و بغدادى نوشته كه آن دو صنف مىباشد يكى بزرگتر از نخود خوش تر و خوش‌مزه و شيرين و پوست آن مايل بسياهى . . . حب الخروع بيد انجير خوانند و بشيرازى كنتو خوانند و در خروع گفته شود